احساس ِ مسافری را دارم

احساس ِ مسافری را دارم
که باید برود...
و نمی داند به کجا!
بلیت سفر به ناکجا را
من سال هاست در مشتم می فشرم
کجاست راننده!؟
تا لگد به در ِ مستراح ِ بین راهی ِ این زندگی بکوبد
فریادم بزند که جا نمانی...
کجاست!؟
دیدگاه ها (۱)

اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازیاما آنسو یک آدم حقیقی نشستهخصوصی...

... شـایــد روزی بـفهمـد ،بـه خــاطـرش ..از چه هــا گــذشتــ...

سادگے... گاهے..نہخیلے وقتا ڪار دستت میدہ...

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ا...

عاشقانه های شبنم

اگه دنبال کننده هامون به بالای ۲۸ نفر برسه این رمان جذاب رو ...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

×🌹 رزهای خونین 🩸ژانر: مافیایی | عاشقانه‌ی تاریک | جنایی | در...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط