از من گرفتی سال ها ،بود و نبودم را
از من گرفتی سال ها ،بود و نبودم را
ای گاوخونی! پس بده زاینده رودم را
از بس مکیدی شیره ی جان مرا، عمری ست
پوشانده ام با برف اندام کبودم را
من قطعه ای در دستگاه شور بودم، تو
با تلخی ات بر هم زدی اوج و فرودم را
دنیا ترازویی به نفع توست،تا بوده
کم کرده در وجه زیان های تو، سودم را
ای کاش این دنیا به من هم باز می گرداند
چیزی که دیگر نیستم ،چیزی که بودم را
ای گاوخونی! پس بده زاینده رودم را
از بس مکیدی شیره ی جان مرا، عمری ست
پوشانده ام با برف اندام کبودم را
من قطعه ای در دستگاه شور بودم، تو
با تلخی ات بر هم زدی اوج و فرودم را
دنیا ترازویی به نفع توست،تا بوده
کم کرده در وجه زیان های تو، سودم را
ای کاش این دنیا به من هم باز می گرداند
چیزی که دیگر نیستم ،چیزی که بودم را
- ۳۴۸
- ۰۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط