part
part 7
کوک کیوت مظلوم : میشه من برات سشوار کنم ..
ات توی دلش : مگه دل ادم میشه به این کیوت بگه نه
بعد بهش گفت :
باشه ولی خسته می شی موهای من بلنده مثل مال خودت نیست که کچلی هیچی نداری یه ثانیه ای خشک می شه
کوک: خودت رو مسخره کن بچه
ات : از مقام کوچولو عزل شدم و درجه بچه رسیم پیدا کردم به به..
کوک: بشین ببینم
ات نشست کوک با ضرافت موهای مشکی عشقش رو سشوار کرد و شونه زد
ات تو ذهنش وای خیلی خوشگله وقتی روی یه کاری تمرکز می کنه خیلی جدی و جذاب می شه اولین مردیه که موهامو سشوار کرده خیلی نازه و چه اروم شونه می کنه چقدر زمان می زاره حالا اگه خودم بودم وحشیانه یه دقیقه تموم می کردمش ات خودت رو جمع کن بسه دیگه..اهم
کوک: موهات خیلی خوشگله دوسش دارم امیدوارم موهای همسرم مثل تو باشه اون وقت هر روز خودم براش سشوار می کنم
ات در ذهنش نمی دونم چرا ناراحت شدم اما لو ندادم عادت کردم به این کار اینکه درد ها و غم هام روپشت لبخندم قایم کنم و با لبخند گفتم : خوش به حال همسرت که همچین شوهری داره لبخند
کوک : نه خوش به حال من که همچین زنی دارم... تموم شد موهات رو برات ببندم یا نمی خوای
ات : مچکرم نمی بندمش بزار باز باشه راحت ترم
کوک : باشه بریم شام بخوریم
ات : اره
رفتن پایین نشستن شام بخورن اجوما اورد براشون
اجوما : ات معذرت می خوام
ات : نه من از شما معذرت می خوام پدرم و مادرم و برادرم خیلی اذیتتون می کنن و ازتون ایراد الکی می گیرن من خیلی دست پختتون رو دوست دارم خیلی خوبه و همیشه عالیه وقتی خودم غذا درست می کنم یا شوره یا کم نمکه و بی مزست ولی غذا های شما همیشه عالیه باعث میشه دلم بخواد غذا بخورم
اجوما : ات عزیزم گریه متاسفم من خیلی باهات بد بودم اما تو اینجوری از من تعریف می کنی ببخشید بهت غذا نمی دادم مجبور بودی خودت درست کنی 😭
ات : اوه گریه نکنید دیدن اشک هاتون منو ناراحت می کنه لطفا گریه نکنید
کوک : اجوما گریه نکنید شما شام خوردید
اجوما : چشم 😭 نه من نخوردم
کوک : پس بیاین با هم بخوریم کوچولو بیا بشین اجوما شما هم بیاین
اجوما : اما من
ات : بفرمایید با اشپز غذا خوردن مزه غذا رو بهتر می کنه ات رفت رو به روی کوک نشست اجوما هم اونور نشست
کوک :کوچولو بیا پیش من بشین
ات : من بغل کچل ها نمی شینم
کوک: می دونم نشین پیش کچلا نشین بیا بشین پیش من من این همه صبر کردم با هم بخوریم تازه کاری کردم با اجوما اشتی کنی
ات : می خواستی نکنی
کوک : اجوما نگاه کن چه جوری با من صحبت می کنه باید به من احترام بزاره عموشم
ات : با این حرف کوک ناراحت شدم یا شایدم ناامید شدم
اجوما: ات دخترم پاشو بشین بغلش گناه داره
ات :شرمنده من سیر شدم
اجوما: اما تازه نشستی
کوک کیوت مظلوم : میشه من برات سشوار کنم ..
ات توی دلش : مگه دل ادم میشه به این کیوت بگه نه
بعد بهش گفت :
باشه ولی خسته می شی موهای من بلنده مثل مال خودت نیست که کچلی هیچی نداری یه ثانیه ای خشک می شه
کوک: خودت رو مسخره کن بچه
ات : از مقام کوچولو عزل شدم و درجه بچه رسیم پیدا کردم به به..
کوک: بشین ببینم
ات نشست کوک با ضرافت موهای مشکی عشقش رو سشوار کرد و شونه زد
ات تو ذهنش وای خیلی خوشگله وقتی روی یه کاری تمرکز می کنه خیلی جدی و جذاب می شه اولین مردیه که موهامو سشوار کرده خیلی نازه و چه اروم شونه می کنه چقدر زمان می زاره حالا اگه خودم بودم وحشیانه یه دقیقه تموم می کردمش ات خودت رو جمع کن بسه دیگه..اهم
کوک: موهات خیلی خوشگله دوسش دارم امیدوارم موهای همسرم مثل تو باشه اون وقت هر روز خودم براش سشوار می کنم
ات در ذهنش نمی دونم چرا ناراحت شدم اما لو ندادم عادت کردم به این کار اینکه درد ها و غم هام روپشت لبخندم قایم کنم و با لبخند گفتم : خوش به حال همسرت که همچین شوهری داره لبخند
کوک : نه خوش به حال من که همچین زنی دارم... تموم شد موهات رو برات ببندم یا نمی خوای
ات : مچکرم نمی بندمش بزار باز باشه راحت ترم
کوک : باشه بریم شام بخوریم
ات : اره
رفتن پایین نشستن شام بخورن اجوما اورد براشون
اجوما : ات معذرت می خوام
ات : نه من از شما معذرت می خوام پدرم و مادرم و برادرم خیلی اذیتتون می کنن و ازتون ایراد الکی می گیرن من خیلی دست پختتون رو دوست دارم خیلی خوبه و همیشه عالیه وقتی خودم غذا درست می کنم یا شوره یا کم نمکه و بی مزست ولی غذا های شما همیشه عالیه باعث میشه دلم بخواد غذا بخورم
اجوما : ات عزیزم گریه متاسفم من خیلی باهات بد بودم اما تو اینجوری از من تعریف می کنی ببخشید بهت غذا نمی دادم مجبور بودی خودت درست کنی 😭
ات : اوه گریه نکنید دیدن اشک هاتون منو ناراحت می کنه لطفا گریه نکنید
کوک : اجوما گریه نکنید شما شام خوردید
اجوما : چشم 😭 نه من نخوردم
کوک : پس بیاین با هم بخوریم کوچولو بیا بشین اجوما شما هم بیاین
اجوما : اما من
ات : بفرمایید با اشپز غذا خوردن مزه غذا رو بهتر می کنه ات رفت رو به روی کوک نشست اجوما هم اونور نشست
کوک :کوچولو بیا پیش من بشین
ات : من بغل کچل ها نمی شینم
کوک: می دونم نشین پیش کچلا نشین بیا بشین پیش من من این همه صبر کردم با هم بخوریم تازه کاری کردم با اجوما اشتی کنی
ات : می خواستی نکنی
کوک : اجوما نگاه کن چه جوری با من صحبت می کنه باید به من احترام بزاره عموشم
ات : با این حرف کوک ناراحت شدم یا شایدم ناامید شدم
اجوما: ات دخترم پاشو بشین بغلش گناه داره
ات :شرمنده من سیر شدم
اجوما: اما تازه نشستی
- ۲۳.۷k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط