نه به خاطر دیوارها به خاطر یک چپر

نه به خاطرِ دیوارها ــ به خاطرِ یک چپر
نه به خاطرِ همه انسان‌ها ــ به خاطرِ نوزادِ دشمن‌اش شاید
نه به خاطرِ دنیا ــ به خاطرِ خانه‌ی تو
به خاطرِ یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی‌ست
به خاطرِ آرزوی یک لحظه‌ی من که پیشِ تو باشم
به خاطرِ دست‌های کوچکت در دست‌های بزرگِ من
و لب‌های بزرگِ من
بر گونه‌های بی‌گناهِ تو!

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

من به بند تو اسیرم تو زِ من بی خبری آفرین معرفت این است که ز...

تنِ تو آهنگی استو تن من کلمه‌ای استکه در آن می‌نشیندتا نغمه‌...

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن استتا تو به خاطر آخرين حرف د...

دلم گرفته استدلم عجیب گرفته است و هیچ چیز مرا از هجوم خالی ا...

میخواهم لحظه ایگوشه ای بنشینملحظه ای بیندیشم و لحظه ای دور ا...

پارت ششادامه دفترچه خاطراتاونجا بود. خودش. با لباس های خاکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط