🍃 بــراے

🍃 بــراے
؏ــاشـق تـــو شــدڹ
هیچ بهـانـہ اے لازم نیست
هــر چــہ بـاشـد
میـاڹ ایڹ همـہ الفبـــــــــــــا
تنهـا تویی ڪه حرف نـدارے
دیدگاه ها (۱)

من عاشق آن شرم وحیایی که توداریدلداده ی آن مهرو وفایی که تود...

من، به این جمعه ها معتادمبه طغیان کردن دستانم!و آغوشی که بوس...

گویند برایکلبه کوچک همسایه‌اتچراغی آرزو کنقطعأ حوالی خانه تو...

-دل را چنان به مهر تو بستم ،که بعد از این ،دیگر هوایِ دلبرِ ...

ای رفع‌کننده‌ی آه‌های بلند…ای شنونده‌ی سکوتِ دل‌های خسته،تو ...

گاهی لازم نیست چیزی را نجات بدهی،توضیح بدهی،یا به سرانجام بر...

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط