آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غمم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
 
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
 
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم، که قلم یادم رفت
 
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
دیدگاه ها (۴)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

اخم كمرنگم براي باري ديگر به صورتم برگشت:"اينطوري نگام نكن."...

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟎چند ثانیه بهش نگاه میک...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

★彡   Part 1 彡★ ( رینا ) بوی نودل تازه رو وارد ریه هام کردم.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط