در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان رن

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان رندانم چو شمع روز شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع در میان آب آتش همچنان سرگرم توست این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع بی جمال عالم آرای تو رو
دیدگاه ها (۱)

دختر زیبا و خواستگار پیر!بسیار بسیار خواندنی!!روزگاری یک کشا...

این مطلب از نظرم خیلی جالبه :روزی فرشته از شیطان پرسید :بزرگ...

روزی مربی کودکستان از بچه ها می خواهد که روز آینده یک کیسه ن...

اشتباه بازاریابی یک فروشنده کوکاکولا که برای فروش به عربستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط