خانه را مرتب کردم

.
خانه را مرتب کردم
چای #ظهر را دم کردم
میز را چیدم
پیراهنی که دوست داشت پوشیدم
موهایم را باز گذاشتم
خودم را در آینه دیدم
و غم دنیا به چشمانم نشست
با رژ لب کمرنگی
جوری که زیاد دیده نشود
گوشه‌ی آینه نوشتم
تا آمدنش خیلی مانده،
خیلی ...

مرجان_پورشریفی❣
#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
#دلتنگی

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅┄ ※•°•❤️❤️❤️•°•※ ┄┅
‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌.
دیدگاه ها (۰)

#دل_نوشته🌼این قافله عمر عجب میگذرددریاب دمی که با طرب میگذرد...

#دل_نوشته🍁دو قدم مانده که پاییز به یغما بروداین همه رنگ ِ قش...

#عکسنوشته #عکسنوشته_خاص #ستایش_قلب_سربی

چشمهایت به من آموخت قسم خوردن رابعد، عاشق شدن و پای قسم مردن...

شرابی از جنس نفرتپارت ۴۲ویو چویا: خدایا... دازای تو... تو وا...

زندگی جدید (پارت2) ویو ا/ت صبح زود ساعت ۴ونیم بلند شدم چو...

BEYOND THE SPOTLIGHT

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط