Fall to flight

Fall to flight
پارت۱
*داشتم از پله ها پایین میرفتم که
×کاترین امروز قراره خواستگار جدید بیاد برو ببین چه لباسی میخوای بپوشی
*چیییی؟ مامان همین دیروز بود که یه خواستگار جدید اومد من دیگه خسته شدم
×کاریش نمیشه کرد ولی دخترم با توضیحاتی که بابات داد خانوادشون نجیبه و در سطح خانواده ما هستش می‌دونم هنوز هیجده سالته ولی اگر دیدی ازش خوشت اومدو بنظرت پسر خوبی بود شاید بتونین با هم مهاجرت کنین
*باشه مامان من برم
×کاترین از اینکه وارد رابطه بشه متنفره، نمیدونم باید چیکار کنم نمیتونم تنها بفرستمش یه کشور دیگه
(شب)
*یه اورال مشکلی پوشیدم با کفشهای پاشنه بلند مشکیم موهامو دم اسبی بالا بستمو برای آرایشم یه رژلب تیره زدمو یکم رژ گونه با توناژ قهوه ای و یه خط چشم تیز
^بلاخره قراره بازی رو شروع کنم کاترین مال منه و من تمام برنامه هاشو میدونم درست مثل یه هکر فقط من مغز اونو هک کردم
© دانیال پسرم کادو عروس آیندم یادت نره
^کادو رو برداشتم و سمت ماشین رفتیم سوار شدیم و شروع کردم به رانندگی بعد از نیم ساعت رسیدیم به عمارت خانواده کاترین
*با صدای زنگ سمت در رفتمو درو باز کردم و سلامی دادم،خانمی با استایل کرم رنگ روبروم ایستاده بود دستمو سمتش دراز کردم و گفتم از آشنیایی با شما خوشبختم بنده کاترین فورد هستم
©منم همینطور عزیزم
*بفرمایید داخل، دستمو به سمت داخل خونه دراز کردم به نشانه بفرمایید داخل و پدر و پسر باهم وارد شدن و سمت پدرم رفتن البته قبلش به من سلام دادن
سلام جناب آدلر
®سلام جناب فورد مشتاق دیدار
*بعد از سلام و احوالپرسی پدر و مادر ها درو بستمو همه نشستن
دیدگاه ها (۵)

عزیزانی که منتظر بودید من از خودم بزارم کور خوردید من از خود...

بچه ها به عشقم سلاممم کنید

سوال:سلام گوگولی هستی ام

شب های تاریک ویو کاترین: امروز اول روزی هست که داخل خونه خال...

نامجون: میخواستم بگم که قراره یه عضو جدید بیاد توی گروه تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط