تورا با غیر میبینم صدایم در نمی آید

تورا با غیر میبینم صدایم در نمی آید
دلم میسوزد وکاری زدستم بر نمی اید

نشستم، باده خوردم، خون گریستم،
کنجی افتادم
تحمل میرود اما شب غم برنمی آید😢
دیدگاه ها (۲)

ای تو برجسته ترین نقش به دیواره ی قلبمنفسم بسته به جانت که ت...

ملتی که در قرن بیست و یکم هنوز خشونت رو مردانگیحماقت رو نجاب...

...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست‌مریزاد، کج...

دلم میسوزد وکاری زدستم برنمی آید😭😭😭😭🖤🖤🖤

تورا با غیر میبینم صدایم در نمی آید دلم میسوزد و کاری ز دستم...

تورا با غیر میبینم صدایم در نمی اید:)!لايک =لايک فالو =فالو ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط