بعضی وختا لازمه وختی شب میشه بری رو بلندترین نقطه شهر،از

بعضی وختا لازمه وختی شب میشه بری رو بلندترین نقطه شهر،از اونجا نگا کنی ,نگا کنی به تموم چراغای روشن،نگا کنی به تموم ساختمونای بلند ببینی بزرگترین چیزا اون پایین اینجا کوچیک تر از چیزیه که فکرشو بکنی تو ام اون پایین بزرگترین رویا واس منی اما .. اما خب از این بالا رویاهات بازم بزرگیشونو به رخت میکشن تو شبیه شهر نیسی تو شبیه هیچ چیزی نیسی " تو " فقد شبیه خودتی لنتی.
دیدگاه ها (۱)

رمان:: 🫧" عشق عجیب ما "🫧آشنایی با شخصیت ها:: لی ــ سومی: ( ه...

Custom bride part : 13

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۱: تیکه‌های پازل(بخش اول)در که پشت سر سوآ...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ p2 زمان ساعت با دقت طرح ام میکشدم رنگ م...

My lovely neighbor part : 79

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط