اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود ....

اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود ....
از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود .....

مژگان کشید رشته بسوزن ولی چه سود .....
دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود ....

دیگر شکسته بود دل و در میان ما .....
صبحت به جز حکایت سنگ و سبو نبود .....

او بود در مقابل چشم ترم ولی .....
آوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبود .....

حیف از نثار گوهر اشک ای عروس بخت ....
با روی زشت , زیور گوهر نگو نبود ....

ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنی است .....
عطری نماند از گل رنگین که بو نبود ....

آزادگان به عشق خیانت نمی کنند ....
او را خصال مردم آزاده خو نبود ....

چون عشق و آرزو به دلم مرد شهریار .....
جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود .....
دیدگاه ها (۱۱)

آزادگان به عشق خیانت نمی کننداو را خصال مردم آزاده خو نبودچو...

با دوک خویش، پیرزنی گفت وقت کارکه اوخ! ز پنبه ریشتنم موی شد ...

از خیاطی پرسیدند:     زندگی یعنی چه ؟     گفت : دوختن پارگی ...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵🄼🅄🅂🄸🄲🄰🄻ای منظورتمــــــ...

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

هواللهم اجعل قلبي الموطن الوحيد لحضورك.الهی، قلبم را تنها جا...

ایده لباس حنا بندون

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط