فیک ووک پارت = ۵
فیک ووک پارت = ۵
ویو ا.ت
بعد از کلی خرید بلخره لنا خسته شد و تصمیم گرفتیم بریم خونه سوار ماشین شدیم و بعد ۱۵ مین رسیدیم
اول از همه خودمونو ولو کردیم روی مبل بعدش تصمیم گرفتیم یکم خوراکی بخوریم و فیلم ببینیم
فیلمی که میخواستیم ببینیم ۱۸+ بود ولی واسه اینکه تو خونه تنها بودیم فیلم رو پلی کردیم فیلم داشت هیجانی تر میشد که یهو صدای کلید اومد یه نگاهی به لنا انداختم خوابش برده بود نمیدونستم باید چیکار کنم همینجوری ماتم برده بود که یه سایه ی قد بلند واضح شد
ویو کوک
به لنا گفته بودم شاید نیام ولی توی شرکت با تهیونگ یکم مست کرده بودیم و راننده ما رو رسوند خونه نمیتونستم درست سر پا وایسم واسه همین به دیوار تکیه میدادم که رسیدم خونه و صدای تلوزیون رو شنیدم ولی صدا ها صدای عادی نبود واسه همین زود خودمو رسوندم به حال و دیدم یه دختر کیوت و شیرین نشسته و داره فیلم ۱۸+ میبینه یه نگاهی به مبل کاریش انداختم دیدم لنا خوابیده بود
همینجوری داشتم به دختره خمار نگاه میکردم که لنا بیدار شد و اومد سمت
ویو لنا
وسط های فیلم بود که خوابم برده بود وقتی چشمام رو باز کردم دیدم ا.ت ترسیده به کوک نگاه میکنه زود پاشدم و اول از همه تلوزیون رو خاموش کردم چون داداشم اجازه نمیداد همچین فیلم هایی ببینم بعد دویدم سمت کوک و به سمت ا.ت برگشتم و گفتم
× امممممم ... ا.ت این برادر بزرگترم کوک هست
ا.ت هنوز ترسیده بود به کوک یه نگاهی انداختم و دیدم کاملا مست کرده اولاز بازش گرفتم وه به سمت اتاقش هدایت کردم تا بخوابه بعد برگشتم حال پیش ا.ت
ا.ت گفت
+ تو بهم نگفته بودی که قراره برادرت میاد
× منم نمیدونم چرا اومده گفته بود امشب نمیاد. اگه معذب شدی ببخشید
+ لنا اشکال نداره ولی فک کنم بهتر باشه که من برم خونه ی خودم
× لطفا ا.ت ترو یه شب فقط بمون قول میدم هر کار بخوای برات انجام.
بدم
+ عاامم باشه ولی زودتر بخوابیم
بعد رفتن و توی اتاق لنا با هم خوابیدن
حمایت شه خشگلا
اصکی هم ممنونع
ویو ا.ت
بعد از کلی خرید بلخره لنا خسته شد و تصمیم گرفتیم بریم خونه سوار ماشین شدیم و بعد ۱۵ مین رسیدیم
اول از همه خودمونو ولو کردیم روی مبل بعدش تصمیم گرفتیم یکم خوراکی بخوریم و فیلم ببینیم
فیلمی که میخواستیم ببینیم ۱۸+ بود ولی واسه اینکه تو خونه تنها بودیم فیلم رو پلی کردیم فیلم داشت هیجانی تر میشد که یهو صدای کلید اومد یه نگاهی به لنا انداختم خوابش برده بود نمیدونستم باید چیکار کنم همینجوری ماتم برده بود که یه سایه ی قد بلند واضح شد
ویو کوک
به لنا گفته بودم شاید نیام ولی توی شرکت با تهیونگ یکم مست کرده بودیم و راننده ما رو رسوند خونه نمیتونستم درست سر پا وایسم واسه همین به دیوار تکیه میدادم که رسیدم خونه و صدای تلوزیون رو شنیدم ولی صدا ها صدای عادی نبود واسه همین زود خودمو رسوندم به حال و دیدم یه دختر کیوت و شیرین نشسته و داره فیلم ۱۸+ میبینه یه نگاهی به مبل کاریش انداختم دیدم لنا خوابیده بود
همینجوری داشتم به دختره خمار نگاه میکردم که لنا بیدار شد و اومد سمت
ویو لنا
وسط های فیلم بود که خوابم برده بود وقتی چشمام رو باز کردم دیدم ا.ت ترسیده به کوک نگاه میکنه زود پاشدم و اول از همه تلوزیون رو خاموش کردم چون داداشم اجازه نمیداد همچین فیلم هایی ببینم بعد دویدم سمت کوک و به سمت ا.ت برگشتم و گفتم
× امممممم ... ا.ت این برادر بزرگترم کوک هست
ا.ت هنوز ترسیده بود به کوک یه نگاهی انداختم و دیدم کاملا مست کرده اولاز بازش گرفتم وه به سمت اتاقش هدایت کردم تا بخوابه بعد برگشتم حال پیش ا.ت
ا.ت گفت
+ تو بهم نگفته بودی که قراره برادرت میاد
× منم نمیدونم چرا اومده گفته بود امشب نمیاد. اگه معذب شدی ببخشید
+ لنا اشکال نداره ولی فک کنم بهتر باشه که من برم خونه ی خودم
× لطفا ا.ت ترو یه شب فقط بمون قول میدم هر کار بخوای برات انجام.
بدم
+ عاامم باشه ولی زودتر بخوابیم
بعد رفتن و توی اتاق لنا با هم خوابیدن
حمایت شه خشگلا
اصکی هم ممنونع
- ۸۰
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط