جوانی به خواستگاری دختری رفت،

جوانی به خواستگاری دختری رفت،
پدر دخترگفت فقط به یک پرسش من پاسخ بده، دخترم مال شما..!
-ساعت چند برای نماز صبح اذان گفته میشه؟
جوان جوابی نداد!
سپس پدر دخترگفت:
دختر من گرانقیمت هست، ومهریه اش پیش شمانیست!..
وقتی ارزش حرف خدا را ندانی ارزش دختر من را چقدر خواهی دانست
دیدگاه ها (۵)

قبل ازدواج هر خواستگاری که میومد به دلم نمی‌نشست...!اعتقاد و...

شنیده بودیم نماز جماعت و اول وقت برایش اهمیت دارد،ولی فکر نم...

#تصویر_دیدنی#حدیث

خیری از عمر ندیدم ،شد جوانی ام فنامرگ بر این زندگی و مرگ بر ...

خانواده ی جئون part 1خانواده ی جئون: صبح بود، نور خورشید از ...

« ازدواج به اجبار »Part 1ویوی لیانا:نور کم‌جان گوشی‌ام، تاری...

The path that led to you again...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط