زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.❤
دیدگاه ها (۴)

سلام صبح همگی بخیروشادی باشه:-)

ازدواج پسر امیر کویت با دختر بزرگترین تاجر کویت .لباس عروس ب...

پسره و دختره همدیگه رومیخواستن دختره تصادف میکنه میره توکما....

:-)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت دوم

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط