┅✶❤ ✶┅ •❥●●❥• غیر از این داغ که در سینۀ سوزان دارم

┅✶❤ ✶┅ •❥●●❥• غیر از این داغ که در سینۀ سوزان دارم
چه گل از گلشنِ عشقِ تو به دامان دارم ؟

این همه خاطرِ آشفته و مجموعۀ رنج
یادگاری ست کزان زلفِ پریشان دارم
مگذر ای خاطرۀ او ز کنارم، مگذر
موجِ بی ساحلِ اشکم، سرِ طوفان دارم
خارِ خشکم، مزن ای برق به جانم آتش
که هنوز آرزوی بوسۀ باران دارم
#شفیعی_کدکنی ┅✶❤ ✶┅ •❥●
دیدگاه ها (۱)

‌بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطر اندوه گزارم نشدیت...

بی‌قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطر اندوه گزارم نشدیتا...

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادیِ خاطرِ اندوه گزارم نشدی...

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادیِ خاطرِ اندوه گزارم نشدی...

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطرِ اندوه گزارم نشدیت...

...بی تو از درد شکستن غم هجران چه کنممانده در بند تو دل زار ...

♡(این متن طولانیه اما بجاش قشنگه )♡یارا بگو با غم و دل و پیم...

سهیلا زارع

معصومعلی مسکینی

خواهش میکنم بخونینمادر موسی چو موسی را به نیلدر فکند از گفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط