کے قرار است بیایے و شکارم بشوے

کے قرار است بیایے و شکارم بشوے
رنگ باران بزنے بوے بهارم بشوے

بنشینے و دمے باز رضایم بکنے
طاقت و عشق و همه صبر و قرارم بشوے

مست ِمستم کنے و باز شرابم بدهے
دل و دین باخته ِاین دل زارم بشوے

موے خود شانه کنے،عشوه کنے،ناز کنے
قهر با این دل زارم کنے و باز نگارم بشوے

شور در عالم و آفاق بیندازے و شر
در همه کوے و همه شهر و دیارم بشوے

بدرخشے به سرایم،بشوے خورشیدم
روشنے بخش بر این دیده تارم بشوے

هر چه دارم به فدایت،دل و دین باخته ام
کی قرار است بیایے و همه دار و ندارم بشوے
دیدگاه ها (۱)

بنام آنکه دلم را ، به نام عشق تو کردکلام هر شب من را کلام عش...

با دیدن چشمان تو زیبا شده شعرم...همرنگ غرلنامه ی نیما شده شع...

در قلبم کسی را پنهان کرده ام...که شنیدن صدایش..طرز نگاه کردن...

💕 💕 تمام تومال من استو من خودخواهمدرمالکیــت تومن لجبــازمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط