دارم بهتون حال میدماااااا سه تا پارت پشت سرهم....

دارم بهتون حال میدماااااا سه تا پارت پشت سرهم....
p :𝟏𝟏
یونگی : میا داری چی کار میکنی؟
میا: باید انتخاب کنی من خسته شدم زود باش انتخااااااب کنننن
( یونگی به میا قدم بر می‌داشت که یهو طرف یونا رفت دست های میا یلحظه یخخخخ کرد داشت چیکار میکرد؟ و در آخر تیر خلاص رو به میا زد ....اون یونا رو بوسید اره اون یونا رو بوسید ...
میا سریع اونجارو ترک کرد قدم ها تبدیل به دویدن شد مثل قلب میا که الان تبدیل به خاکستر شد...
اون حالش بد جوری خراب بود آسمون هم داشت بخاطر مظلومیت میا گریه میکرد ....
میا : من چیکار کردم که این بلا سرم اومد ...هق...من باید برم با جیهوپ ازدواج کنم اون بهتر از یونگیه اره ...اقققققق
.
.
.
.
( امروز روزیه که جیهوپ برای خاستگاری میاد البته با اجبار .... میا لباسش رو پوشید مثلا این لباس رو باید برای عقد با یونگی می‌پوشید.... اما اون دیگه رفته ....)
نامجون ( پدر میا و مینا ...یبار گفتم) دخترم بیا پایین دیگه منتظرن ...
بورام: وایسا دیگهه
میا: بله پدر ؟
جیهوپ ویو:
وقتی میا رو دیدم یلحضه برق از سرم پرید ... چقدر خوشگترررر شده لباسش خودم فوقعلادس این عالیه که این مال من میشه همین امشب ....
.
.
.
.
وایییی مردم ....
خب اینم از این برای فردا وقت خالی نداشتم ولی براتون ۴ تا پارت یا ۳ تا پارت نمیدونم گذاشتم .....
بایییییی♡♡♡♡♡
دیدگاه ها (۸)

بگین و خجالت نکشین تو پی بدینننننا

p:𝟏𝟐میا: سلام جین: سلام عروسمجیهوپ : سلام نامجون : دخترم با ...

P:𝟏𝟎•-•تو این چهار روز یونگی با یونا خوب شده بود امروز دست ی...

p:𝟗(وقتی بهت اهمیت نمیداد و....🦋🦕🐬)میا: سلام ( و بی تفاوت رف...

لته عشق pt 8سه نفر روی مبل نشسته بودن با فکر های بهم ریخته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط