آه ای درخت صنوبر

آه ای درخت صنوبر
آه ای صنوبر...
بدنم یخ زده و قلبم می‌سوزد...
با قیچی تیزی تصویر مرا از عکس قدیمی بیرون آوردند،
بخشی از گونه‌ام هنوز در عکس باقی‌مانده...
دستم از شانه جدا شده و بی‌وقفه خون می‌آید...

آه ای صنوبر
آه ای صنوبر
غم همواره مرا دنبال می‌کند.
آه ای صنوبر
آنها پشت سرم سوت می‌کشند...
دیدگاه ها (۵)

در خاطرات هر کسی،چیزهایی هست که به هیچکس نمی گوید،فقط برای د...

خب خب🪼 ، یک‌سری متن هایی نوشته شد تو این پست ( https://wisgo...

پارت ۱۸چیزی، انگار احساس بود، به مادارا میگفت که قرار است در...

___The sweetest oblivion___

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط