چه آغازی؟

چه آغازی؟
چه پایانی ؟
سکوتم را خوب می خوانی
در این هنگام تردید
که سر سخت در گریبانست
تو این آواز شورم را شبیه قصه می خوانی!
امیدی نیست این روزها
قدم آسوده بر داریم
نگاه ها رو به دیوارست
و دل ، مغموم و آشفته
کمی مرده ..... چه می دانی!؟
تو از فردایی می خوانی که از حالش گریزانم
نمی دانی ! چه رویایی؟ چه فردایی ؟
من از حالم پشیمانم ..... پریشانم.....
نمی دانم که فردا من نمازم را خودم خوانم
و یا گویند که خویشانم برای من نماز خوانند....
نمی دانم.
دیدگاه ها (۲)

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﻨﻢ ...ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯﺁﻥ ﺑﺎ...

توکل چه کلمه زیبایست … "تو" و "کل"وقتی تو "کل" را داری…به چه...

چه زیبا میگوید نلسون ماندلا:ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟!"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌ...

مخلوقات عجیبی هستیم...!برای گناهان خودمان" وکیل"هستیم وبرای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط