دفتر سرنوشتما
دفتر سرنوشتما
*My Destiny *پسری با هودی
قسمت ۴
وقتی چند صفحه جلوتر رفت...
دستش لرزید.
روی کاغذ، دختری کشیده شده بود.
همان شال کرم...
همان موهای بلند...
همان لبخند.
خودش بود.
- نه...
این امکان نداره...
صفحه بعد...
باز هم خودش.
صفحه بعد...
باز هم خودش.
تمام نقاشیها فقط از سارینا بودند.
---
*My Destiny *پسری با هودی
قسمت ۴
وقتی چند صفحه جلوتر رفت...
دستش لرزید.
روی کاغذ، دختری کشیده شده بود.
همان شال کرم...
همان موهای بلند...
همان لبخند.
خودش بود.
- نه...
این امکان نداره...
صفحه بعد...
باز هم خودش.
صفحه بعد...
باز هم خودش.
تمام نقاشیها فقط از سارینا بودند.
---
- ۸۵
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط