مافیای من

مافیای من
Part:26.

بعد چند مین اونی اومد پایین
کوک:خب بریم ؟
ا.ت.لیا:بریم
از خونه زدیم بیرون و سوار ماشین شدیم بعد راه افتادیم بعد چند مین رسیدیم که
لیا:اوها این خونه نیست رسماً یه قصره
ا.ت:اهمم •با خنده
کوک:•نیشخند
رفتیم داخل
کوک:اجوما •بلند
اجوما :بله پسرم اومدم
کوک:اتاق لیا رو نشونش بدین
اجوما:چشم پسرم دخترم بیا دنبالم
لیا:باشه
و رفتن که بعد چند مین زنگ در به صدا در اومد و یکی از خدمتکارا درو باز کرد
ته:سلااام
کوک: سلام هیونگ
ا.ت:سلام
ته:چه خبر
کوک:سلامتی خوش اومدی
ته:مرسی
کوک:برو وسایلتو بزار تو اتاق
ته:اوکی من رفتم
و رفت بالا ماهم رفتیم نشستیم
«لیا»
اجوما اتاقمو نشون داد خیلی قشنگ بود وسایلمو گذاشتم یکم اتاقو گشتم از اتاق زدم بیرون که
یه پسر از اتاق بغلی اومد بیرون لعنتی چه خشتیپه خیلی خوشگله اون انگشتای کشیدش وای خدا من دارم چی میگم
ته:شما؟
لیا:چو لیا هستم دوست ا.ت و شما
ته:کیم تهیونگ هستم دوست کوک
لیا:آها امم من میرم پایین
ته:اهمم منم داشتم میرفتم پایین
لیا:اوکی
و رفتیم پایین و رفتم کنار ا.ت نشستم تهیونگ هم کنار جونگ کوک نشست که
لیا:ا.ت•اروم
ا.ت:بله•اروم
لیا:این پسره رو میشناسی چند سالشه و اینا•اروم
ا.ت:خب راستش نه فقط اسمشو می‌دونم و اینکه چیکارس چطور•اروم
لیا:روش کراش زدم خیلی خوشتیپه •اروم
کوک:دارین چی پچ پچ میکنین بلند بگین ماهم بشنویم
ا.ت:هیچی مهم نیست
کوک:عجب
ا.ت:اهممم
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 🥰♥️
دیدگاه ها (۷)

مافیای من part: 27 ...

من همشونو میخوام ❤️‍🔥😍

مافیای من part:2۵ ...

مافیای من Part:24. ...

وقتی عضو هشتم BTS

مافیای من part: ۲۸. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط