من همان شبان عاشقم

من همان شبان عاشقم
سینه چاک و ساکت و غریب
بی‌تکلف و رها
در خراب دشتهای دور
در پی تو می‌دوم
ساده و صبور
یک سبد ستاره چیده‌ام برای تو
یک سبد ستاره
کوزه ای پرآب
دسته‌ای گل از نگاه آفتاب
یک عبا برای شانه‌های مهربان تو
در شبان سرد
چاروقی برای گامهای پرتوان تو
در هجوم درد
من همان بلال الکنم
در تلفط تو ناتوان
آه از عتاب!
دیدگاه ها (۱)

در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند هر دلی را روزگاری عشق...

این عشق ماندنی این شعر بودنی این لحظه‌های با تو نشستن سر...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط