زندگی پردردسر

زندگی پردردسر
پارت سیزدهم

سنسه از کلاس رفت بیرون و گوشیش رو جواب داد

زنگ خورد و همه‌ی بچه ها برگه هاشون رو دادن می خواستم از کلاس برم بیرون که با کامیناری که مثل شکست خورده ها بود مواجه شدم

رفتم سمتش و بهش گفتم
ریوکی: کامیناری چیزی شده نکنه کشتی هات غرق شدن

که یهو سروکله جیرو از ناکجاآباد پیدا شد:چیزی نیست ریوکی حتما بازم آزمون رو گند زده
کامیناری: چرا؟😭چرا همیشه سوالهایی که بلد نیستم میاد
جیرو: می خواستی درس بخونی
ریوکی: خب من دیگه میرم شما حرف بزنید
جیرو: من با این تیر برق حرفی ندارم پس باهات میام
کامیناری: منو با درد هام تنها نزار
جیرو: برو بابا

با جیرو رفتیم بوفه بقیه دخترا رو هم پیدا کردیم
ریوکی: یائوروزو جونممممم😭
یائوروزو: چی شده ریوکی حالت خوبه؟
ریوکی: جواب سوال ۴ رو چی نوشتی( همون سواله که سه تا جواب پیدا کرد )

یائوروزو: جوابش ۳۸ بود
ریوکی جوری که کل مدرسه لرزید: چییییییییییییییییییی🤯
اوراراکا: ریوکی چان آروم باش
ریوکی: نمی تونم دردش زیاده😭(درکت می کنم)
که مود ریوکی تغییر می کنه: بچه ها رفتم برگم رو بدم به نظرتون چیه دیدم
جیرو: چی دیدی؟
ریوکی: گوشی سنسه که زنگ خورد من تموم کرده بودم برگه رو دادنی دیدم آیزاوا سنسه اونو مسخره چان سیو کرده
سویو: این چه اسمیه دیگه قور
ریوکی: شما نمی دونید کیه
اوراراکا: نه ما از کجا بدونیم
یائوروزو: ریوکی باز رفتی فضولی کردی😞
ریوکی: دست خودم نیست نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم😅

شرایط پارت بعد ۷ لایک ۱۲ کامنت
دیدگاه ها (۱۸)

دید پنهان ,انفجار اشکار

سناریو باکودکو

آپدیت یوتیوب @.OfficialEpikHighتوکات از گروه Epik High در آخ...

پارت دومیشل: چی نه نه چی داری میگی ببین من معذ..معذرت میخوام...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

پارت ۴ #پشت غرورت روز بعد، اِما طبق معمول زودتر به مدرسه رسی...

P30ویو انیاسنسی داشت درس میداد و همه تو ذهنشون داشتن به من و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط