#هانتر

#هانتر


پارت ۳۸

جونگکوک از پشت کامل به الرا چسبید و دستهاشو دور کمرش حلقه کرد و خواست به فلیکس
نشون بده که وقتشه..
فلیکس تلو تلو خوران سمت الرا اومد و وحشیانه لباشو شکار کرد...
تند میمکید و به کمرش چنگ مینداخت..
الرا چشم هاشو از سفت روی هم گذاشته بود..
انگار که تمامِ غم هاشو..حرص هاشو..تالفی ها و ترسهاشو روی پلکاش خالی میکرد..
سریع تر از چیزی که فکر میکرد پیش میرفت و این میترسوندش..!
فلیکس ازش جدا شد که جونگکوک الرا رو از پاهاش بلند کرد و سمت اتاق رفت..
+ بهتره ادامش و اونجا باشیم
روی تخت پرتش کرد که گوشه لباسش کمی باال رفت ، فلیکس تیشرتش رو از تنش دراورد و
بلوز الرا رو هم به کمک جونگکوک از تنش دراورد..
الرا سعی مکرد گریه هاشو توی دلش خفه کنه..
یک ربعی میگذشت که فلیکس باهاش مشغول بود..
شلوارش رو درآورد که الرا چشمش به باکسره سورمه ای رنگش افتاد و نگاهشو به جونگکوک
داد..
جونگکوک که ترس و از نگاهش دید سمت فلیکس رفت و کمی عقب کشوندش..
+ هی پسر..بزار یکمم من باهاش ور برم..چشمای نیمه بازه فلیکس خبر از اثره قرصها میداد پس
سعی کرد کمی لفتش بده..
٪ تا..تاتو باهاش..ور میری..من الپایی میزنم..
+ ا..اوکجونگکوک با باال تنه لخت روی الرا خیمه زد و دستاشو باالی سرش ستون کرد..
الرا از حسه لزجی بین ران پاش که خبر از حرکته دیک فلیکس بود هق خفه ای زد که
جونگکوک صورتش رو جلوتر برد و بین گردنش برد و تظاهر به بوسیدن کرد..
الرا با صدای خفه و بغض الود زیر گوشش زمزمه کرد : قول دادی...
جونگکوک لبهاش رو به گوشه الرا رسوند و کمی نوک بینیش رو روی تکون داد : بهت قول
دادم..پس مطمئن باش
کم کم با صدای ناله فلیکس که نشون از به اوج رسیدنش اونم بین پاهای الرا بود جونگکوک
سرش رو روی پیشونی الرا گذاشت و به رد اشکاش خیره شد..
زمزمه کرد : االن تموم میشه..
|فلش بک 2017|
دوماه از اومدنه اون دخترک شیطون و زیبا به زندگی جونگکوک میگذشت و روز به روز اون رو
بیشتر شیفته خودش میکرد..!
جونگکوک با تصور لپ های قرمزش ک زمانه حرف زدن باهاش کمی رنگ میگرفت با لبخندی
ک خودش هم نمیدونست از کجا اومده به سقف خیره شد.
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 19جونگکوک پوزخند سرد...

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p8باد زوزه میکشید ...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

پارت ۲۲:

بقیه پارت 26جینا: حتی با اینکه همیشه باهام سرد بود....نمیدون...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط