نمی شود که مرا در خودم رها بکنی

نمی شود که مرا در خودم رها بکنی

و بعد با همه بنشینی ادعا بکنی

که عاشق منی و حاضری به خاطر من

هزار بار صمیمانه جان فدا بکنی

از آن طرف ته قلبت اگر که دست دهد

بنای عشق رقیب مرا به پا بکنی

شکست پشت من از بار بی وفایی تو

نخواستی با من عاشقانه تا بکنی

من از قبیله دردم چگونه می خواهی

که حق عشق اصیل مرا ادا بکنی؟

دوباره فرصت جبران گرفته ای از من

که بلکه این گره را عاشقانه وا بکنی

قبول! قلب مرا باز هم نشانه بگیر

اگر خطا بکنی وای اگر خطا بکنی
دیدگاه ها (۲)

پشت هر زن افسرده اییه مرد بی احساس نشسته...

ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻏﺼﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﮓ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺷﮑﺴﺖﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺑﻐﺾ ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾ...

گفتن "دوستت دارم" هاهیچ فایده ای ندارد!باید آنها راروی سنگفر...

دلــم گــرفتہ خـــدایابهـــــار اینهمـہ تلخکـلام سادهٔ عشــق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط