بی تو این خاطره ها با دل من درگیرند
بی تو این خاطره ها با دل من درگیرند
تلخ و شیرین، همه در پای دلم می میرند
بی تو شبگرد خیابانم و همسفره ی درد
کوچه ها هم بخدا بعد تو از من سیرند
بی تو این پنجره ها هم شده اند افسرده
هر نسیمی گذرد، از تو نشان می گیرند
بی تو انگار زمان از حرکت دست کشید
مهر و دی، بهمن واسفند،همه چون تیرند
بی تو این ماهیِ جامانده هفت سین هم مُرد
دفتر و شعر و قلم شامل این تقدیرند
بی تو روز و شب من هر دو سیاهند و کبود
جمعه باران شده هر هفته و بس دلگیرند
یک نفس دور نشد یاد تو از خاطر من
بس که غمهای تو بر پای دلم زنجیرند
من و دل سوخته ایم از غم دوری، اما
این دو چشمم به خدا عاجز و بیتقصیرند
تلخ و شیرین، همه در پای دلم می میرند
بی تو شبگرد خیابانم و همسفره ی درد
کوچه ها هم بخدا بعد تو از من سیرند
بی تو این پنجره ها هم شده اند افسرده
هر نسیمی گذرد، از تو نشان می گیرند
بی تو انگار زمان از حرکت دست کشید
مهر و دی، بهمن واسفند،همه چون تیرند
بی تو این ماهیِ جامانده هفت سین هم مُرد
دفتر و شعر و قلم شامل این تقدیرند
بی تو روز و شب من هر دو سیاهند و کبود
جمعه باران شده هر هفته و بس دلگیرند
یک نفس دور نشد یاد تو از خاطر من
بس که غمهای تو بر پای دلم زنجیرند
من و دل سوخته ایم از غم دوری، اما
این دو چشمم به خدا عاجز و بیتقصیرند
- ۵۹۸
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط