تا برآمد نفسم ،

تا برآمد نفسم ،
جمعِ هوادارت سوخت...

روبروےِ منِ دیوانه
نفر جمع مکن....

#کاظم_بهمنے



......
دیدگاه ها (۱)

مقصود من از شعر "تو" بودے ڪه نماندےاے ناب ترین حس غلط باز ...

من نہ آنم که به تیغ از تو بگردانم روے امتحان کن به دوصد زخم ...

ﺗﺎرﻫﺎی ﺳﺮ زﻟﻒ #تُ ﭼﻮ ﭘﯿﻮﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻢداد اﺳﺒﺎب ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﻣﺎ دﺳﺖ ﺑﻪ ...

هیچیم و هیچکس نخرد هیچ را به هیچای روزگار، درگذر از چون و چن...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

P²فردا همه تو کافه جمع شدن-خب کی فلشو باز میکنه؟-رمز داره-پس...

spy x love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط