Otagh baghli
Otagh baghli
Part 48
«ویو سوهو »
نمیتونم خودم رو کنترل کنم ....
انگار واقعا تحریک شدم ...
یونا داشت با تعجب نگاهم میکرد ، ولی خب کم کم تعجبش کم تر شد ...
آروم آروم داشتم رونش رو فشار میدادم
اونم دستش رو گذاشت روی دستم و فشارش میداد ...
آروم سرم رو بهش نزدیک کردم ...
میخواستم ببوسمش ...
تقریبا نزدیک لبش بودم که وایسادم ..
و توی چشماش زل زدم ...
میخواستم رضایت رو توی چشماش ببینم ..
اونم آروم چشم هاشو بست و این یعنی رضایت ...
منم چون دیگه تاقت نداشتم محکم لبم رو کوبوندم روی لبش
با ولع لبش رو میخوردم و مک میزدم ...
اونم کاملا همراهیم میکرد ...
محکم هم رو میبوسیدیم ، تا جاییکه نفس کم آوردیم و مجبور شدیم جدا بشیم ..
کمی لب هامون رو از هم فاصله دادیم ، نه خیلی ..
رو بهش گفتم : ...
سوهو :اجازه میدی ؟ (نفس نفس زدن )
یونا : فقط انجامش بده (نفس نفس )
دخترااا
بنظرتون اسمات رو بنویسم ، یا خودتون ی چی تصور میکنین ؟؟
حتما تو کامنت ها بگین
Part 48
«ویو سوهو »
نمیتونم خودم رو کنترل کنم ....
انگار واقعا تحریک شدم ...
یونا داشت با تعجب نگاهم میکرد ، ولی خب کم کم تعجبش کم تر شد ...
آروم آروم داشتم رونش رو فشار میدادم
اونم دستش رو گذاشت روی دستم و فشارش میداد ...
آروم سرم رو بهش نزدیک کردم ...
میخواستم ببوسمش ...
تقریبا نزدیک لبش بودم که وایسادم ..
و توی چشماش زل زدم ...
میخواستم رضایت رو توی چشماش ببینم ..
اونم آروم چشم هاشو بست و این یعنی رضایت ...
منم چون دیگه تاقت نداشتم محکم لبم رو کوبوندم روی لبش
با ولع لبش رو میخوردم و مک میزدم ...
اونم کاملا همراهیم میکرد ...
محکم هم رو میبوسیدیم ، تا جاییکه نفس کم آوردیم و مجبور شدیم جدا بشیم ..
کمی لب هامون رو از هم فاصله دادیم ، نه خیلی ..
رو بهش گفتم : ...
سوهو :اجازه میدی ؟ (نفس نفس زدن )
یونا : فقط انجامش بده (نفس نفس )
دخترااا
بنظرتون اسمات رو بنویسم ، یا خودتون ی چی تصور میکنین ؟؟
حتما تو کامنت ها بگین
- ۶.۶k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط