ات ویو :

ات ویو :

لباسم رو پوشیدم موهام رو شونه زدم و عطر تلخم رو زدم یه نگاهی تو اینه کردم و زیر لب گفتم :
بازی شروع شد اقای جئون ( منظورش باباشه )

رفتم پایین و اون عوضی رو دیدم

پ ات : کجا به سلامتی

ات : همینجوری که نمیشه معاملم کنی باید لباس داشته باشم یا نه

پ ات : گمشو

ات : خرمن شو ( زیر لب )‌

پ ات : چیزی گفتی

ات : نه پدر جان

ات ویو

رفتم تو پارکینگ پسرم رو بیارم ( منظورش متورشه )

سوار متورم شدم سریع از اون خراب شده زدم
بیرون


ویو ادمین :

دخترک قصه ی ما دیگه اون دختر ضعیف نبود اون رییس باند ققنوس سرخ بود باندی که همه دنبالش بودند تا بفهمند رییسش کیه ولی تا به حال کسی رییس اون باند رو ندیده اگر هم دیده
الان زنده نیست .


دخترک وقتی به باندش رسید از در پشتی وارد شد لباسش رو عوض کرد و نقابش را بر صورته
خود زد و تمام افراد را به خط کرد و بالای همه ایستاد هرکس که اونجا بود تعظیم کرد


ات : میدونید چقدر تلاش کردم که این باند رو به اینجا رسوندم فقط برای یک چیز انتقام امروز می خوام با باندی مبارزه کنید که همتون میشناسید
.
.
.
( باند مار سفید )

پچ پچ ها سر گرفته تا وقتی دختر دادی زد که تمام دیوار های به لرزه افتاد

ات : بسه ( عربده )

ات : من از شما نظر خواستم که خرف میزنید ( عربده )

همه درحالی که از ترس ریده بودند تو خودشون گفتند ( بابا جدی بودن به من نمیاددد 😂)

افراد : ببخشید ارباب ( با ترس )

دختر به سمت اتاقش رفت و دست راستش یعنی لنا را احضار کرد

ات : لنا

لنا : بله خانوم ( تعظیم )

می خوام جلسه بگیرم به اعضای باند بگو بیان ( خب بچه ها این باند دارای ۴ عضو هست )

خب معرفی

جنی : هکر گروه بسیار حرفه ای

لنا ( همون لنا خودمون ) : نقشه های بی‌نقص که میکشه که تاحالا مثلش رو ندیدی

بورا : تک تیر انداز حرفه ای و بسیار ماهر

ات : رییس گروه تیراندازیش عالیییییه بکسوررر
و در رهبری کردن بی نقص هست .


......
دیدگاه ها (۰)

نقاب ات هر کدوم رو خواستید انتخاب کنید

ممنون از حمایت هایی که کردین خیلیییییییییییییی دوستتون دارم ...

رویو ات رفتم بالا داخل اتاقم سریع زنگ لنا زدم لنا : الو ات :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط