یارو اول صبح گربه تو حیاط خونش رو می گیره میندازه تو گونی

یارو اول صبح گربه تو حیاط خونش رو می گیره میندازه تو گونی میبره بیابون ول میکنه دم غروب زنگ میزنه خونه میپرسه گربه برگشت خونه؟ میگن آره میگه بپرسین از کجا برگشته من گم شدم!
دیدگاه ها (۵)

هار هار هار بعدیشوم ساختوم

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

نام رمان: قلب در تاریکی

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

خانواده ی کیبوتسوجی پارت ۱۰:فعلا برید حال کنید چون دیگه قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط