تو کیستی که پراکنده در هوای منی

تو کیستی که پراکنده در هوای منی
تنیده‌ای به وجودم ولی سوای منی
کجای زمزمه‌هایم کجای حادثه‌ای
کجا بجویمت ای جان! که ناکجای منی
گره زدی به نگاهت کلافِ چشم مرا
به این گره زدنت هم گره‌گشای منی
در این هجوم سیاهی که ماه پیدا نیست
چه باکم از بیراهه که روشنای منی
کسی شبیه تو در من مرا به دریا برد
رسیده‌ام به یقین اینکه ناخدای منی
سؤال کرده‌ام عمری چرا
چرا واینک
تویی که پاسخ صدها چرا چرای منی
ولی سؤال بدون جواب مانده‌ی من
تو ای غریبه که هستی که آشنای منی...
دیدگاه ها (۱۵)

تو کیستی که پراکنده در هوای منی؟تنیده‌ای به وجودم، ولی سوای ...

تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده ای به وجودم ولی سوای من...

#تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده ای به وجودم ولی سوای م...

تو كيستي كه پراكنده در هواي منيتنيده اي به وجودم ولي سواي من...

تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده ای به وجودم ولی سوای من...

تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده ای به وجودم ولی سوای من...

♤تو کیستی که پراکنده در هوای منی؟تنیده‌ای به وجودم، ولی سوای...

‌ تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده ای به وجودم ولی سوای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط