(فقط قرار بود بردش باشی) part ten
(فقط قرار بود بردش باشی) part ten
صبح
از زبان ا.ت
یکی دم در زد
تهیونگ بلند شد
تهیونگ گفت: کیه
خدمتکار گفت:ببخشید دوباره مزاحم شدم خواستم بگم دختر عموتون تا یه ساعت دیگه میرسه
تهیونگ گفت: خب باشه
بلند شدم دیدم دوتامون لباس نداریم
ا.ت گفت: چرا لباس نداریم
تهیونگ گفت: بخاطر دیشبه
ا.ت گفت: اها
تهیونگ گفت: عزیزم دختر عموم تا یه ساعت دیگه میرسه
ا.ت گفت: خب من میرم دوش بگیرم
تهیونگ گفت: منم میام
ا.ت گفت: تهیونگگگگ لوس نشو
تهیونگ گفت: باشه من میرم لباسم رو عوض کنم
رفتم دوش گرفتم اومدم بیرون یه لباس مناسب پوشیدم خواستم موهامو ببندم تهیونگ اجازه نداد و
تهیونگ گفت: با موهای باز خوشگل تری
ا.ت گفت: خب باشه نمیبندم الان اجازه میدی رژ لبمو بزنم
تهیونگ گفت: نه رژ لب بده به من
رژ لب رو اول زد به لب خودش بعدش اومد لبش رو گذاشت رولبم
تهیونگ گفت: الان خوب شد
ا.ت گفت:تهیونگ میگم پتو رو به خدمتکار بگو تا بشوره
تهیونگ خندید گفت: باشه
رفتیم پایین دختر عمو تهیونگ اومد
صبح
از زبان ا.ت
یکی دم در زد
تهیونگ بلند شد
تهیونگ گفت: کیه
خدمتکار گفت:ببخشید دوباره مزاحم شدم خواستم بگم دختر عموتون تا یه ساعت دیگه میرسه
تهیونگ گفت: خب باشه
بلند شدم دیدم دوتامون لباس نداریم
ا.ت گفت: چرا لباس نداریم
تهیونگ گفت: بخاطر دیشبه
ا.ت گفت: اها
تهیونگ گفت: عزیزم دختر عموم تا یه ساعت دیگه میرسه
ا.ت گفت: خب من میرم دوش بگیرم
تهیونگ گفت: منم میام
ا.ت گفت: تهیونگگگگ لوس نشو
تهیونگ گفت: باشه من میرم لباسم رو عوض کنم
رفتم دوش گرفتم اومدم بیرون یه لباس مناسب پوشیدم خواستم موهامو ببندم تهیونگ اجازه نداد و
تهیونگ گفت: با موهای باز خوشگل تری
ا.ت گفت: خب باشه نمیبندم الان اجازه میدی رژ لبمو بزنم
تهیونگ گفت: نه رژ لب بده به من
رژ لب رو اول زد به لب خودش بعدش اومد لبش رو گذاشت رولبم
تهیونگ گفت: الان خوب شد
ا.ت گفت:تهیونگ میگم پتو رو به خدمتکار بگو تا بشوره
تهیونگ خندید گفت: باشه
رفتیم پایین دختر عمو تهیونگ اومد
- ۱۵.۸k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط