تو رو اونجوری می‌خوام

تو رو اونجوری می‌خوام
که صبح، نورِ خودشو از پنجره؛
بی‌هیاهو، بی‌دلیل،
فقط برای بودن.

تو رو اونجوری می‌خوام
که دریا، آغوشِ ساحل رو؛
هر بار دور می‌شه،
باز به سمتش برمی‌گرده.

تو رو اونجوری می‌خوام
که بارون، بوی خاکِ تشنه رو؛
نه از سرِ عادت،
از عمقِ یک نیازِ قدیمی.

تو رو اونجوری می‌خوام
که قلب، تپیدن رو؛
چیزی فراتر از خواستن،
چیزی نزدیک به زندگی.

و اگر بپرسن چقدر؟
به اندازه‌ی تمامِ راه‌هایی که
به تو ختم می‌شن؛
به اندازه‌ی تمامِ شعرهایی که
هنوز نتونستن اسمِ تو رو کامل بگن
...♥️🦋
دیدگاه ها (۰)

پناه بودن، تو را قشنگ تر میکند چه باشی برای کسی چه باشد کسی ...

عمرِ خاطره بیشتر از عمرِ زخمه!؟ چه کسی باور می کنه که؛گاهی و...

مرا در جایی پیدا کنکه جمعیت نیست!آسمان، آبی‌ست!و باد، آزاد …...

خداجونمممبارها گمان کردم از تو دور شدم اما هر بار که دلم شکس...

پارت ۱۸:دلداده"من...حسود...نیستم"(Rose)به روی آلاچیق نزدیک ح...

پارت ۲۰:شروع یک پایان"رودخانه ی هان هم اون روزها مثل چشم های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط