مافیای من

{مافیای من}
{ پارت ۱۴}
(سمت جیمین و یونگی)
یونگی بعد از خرید میاد و به جای اینکه بره اتاق خودش میره اتاق جیمین
جیمین که رفته بوده حموم از حموم اومد بیرون و خودشو خشک میکنه و لباس می پوشه که یهو
یونگی چیکار میکنی ولم کن ترو خدا خستم
÷ آ آ را نداره امشب باهات کار دارم
نهههه (خدا بهت رهم کنه برادر😕)
جیمین رو پرت کردم رو تخت و رفتم رو جیمین و شروع مکردم به خوردن و مکیدن لباش
۳ دقیقه همین طوری بود که صدای جیمین در اومد و فهمیدم که نفسش تموم شده ول کردم
یونگی هه هه ولم کن (نفس نفس میزنه)
÷ نه تازه که اولشه
نه...
نزاشت حرفش رو تموم کنه یونگی دوباره اوفتاد به جون لباش و لبش پاره شد
÷ خوب مرحله بالا تموم شد😈
مگه چند مرحله داره
بعد میره سراغ لباساش و لباساش رو در میاره و.....
دیگه سانسور باید کرد شاید گذارش دادن
(فردا)
جیمین با دل درد شدیدی بلند میشه
میره آشپزخونه تا قرص بخوره دیدی ته و کوک دارت صبحونه می‌خورن
_ جیمین چی شده داری تلو تلو میزنی
خوب چیزه
÷ هیچیش نیست دیشب از حموم اومد با پشت به صورت محکم افتاد رو زمین
اوو آره
# آها پس چرا دلتو گرفتی
خوب دیشب گرسنم بود خوابیدم الان گشنمه
_ پس چرا نمیای بخورید بیاید ده

ادامه پارت بعد چطور بود ؟
دیدگاه ها (۵)

کدوم ؟

ببخشید قسمت نبود پارت بعد رو بنویسم 😅{مافیای من}{پارت ۱۵} چ...

چقدر ازم راضی هستید ؟

چرا خووو🥺🥺😭😭

وقتی عضو BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط