عشق مافیایی

عشق مافیایی
پارت ۱۰

ا.ت ویو

نزدیک بود جیغ بزنم که ته دستش رو گذاشت رو دهنم.

_ اگه قول بدی جیغ نکشی دستم رو از دهنت برمیدارم

سرم رو به نشانه تایید تکون دادم. دستش رو برداشت.

+ این........... این( ترس)

_ آره این اسلحه ست( سرد)

+ آخه چرا باید اسلحه داخل اتاقت باشه ها ؟ چرا همه سیاه می پوشن؟ آخه چرا پدرم منو به پدرت داده؟

_ پدرت یه مرد عوضی

+ چرا ؟

_ .................. اون برای پدرم کار میکرد و پدر منم بزرگترین مافیای کره است

+ چ... چی... چییی؟

_ آره درست شنیدی ۱۵ سال پیش من یه برادر کوچکتر داشتم پدرت اونو کشت وقتی تو دام پدرم گیر افتاد گفت که اونو نکشته ولی پدرم قبول نکرد برای همین گفت وقتی تو ۲۱ ساله شدی تورو از پدرت میگیره برای همین ما از اون موقع تا الان سیاه می پوشیم و برای همین هم هست که تو الان اینجایی

+ تو تو تو هم ما ما مافیایی؟

_ بعد از پدرم من بزرگترین مافیای کره هستم

دیدم یه لحظه اشک از چشم های ته اومد .سریع اشکش و پاک کرد و سشوار رو بهم داد بعدش رفتم تو اتاقم.


...................................................

بچه ها یک مشکلی پیش اومده که نمیتونم تا ۲ یا ۳ روز پارت بذارم
واقعاً دلم میخواست بزارم اما نمیتونم.
دیدگاه ها (۸)

درخواستی فیک از تهکوک :تهیونگ:سرد،خشن،بزرگترین مافیای جهان،ه...

{مافیایی برای من }پارت:۱۱+هی بیب بیا بریم بیرون_انیا چی؟+اون...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

معرفی نامهمن سوجین یه دختر۲۳ساله من بعد پدرم بزرگترین مافیای...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

🎀 یه خبر خفن برای خوشگلاااا 👀💜فرداااا ۵ پارت از «پشت نگاه سر...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط