داشتیم باهم بحث میکردیم که

داشتیم باهم بحث میکردیم که
از قبل ترش دستش توو دستم بود،
فقط نمیدونم چرا وقتی داشت داد میزد،
دستمو محکم تر گرفته بود و فشار میداد؛
راستش نمیدونم
این فشار دادن دستم از سمت اون
از روی فشار عصبی بود یا
میخواست بفهمونه بهم که حتی اگه
داد میزنم سرت ، حتی اگه ازت ناراحتم
حتی اگه بد و بیراه بهت میگم،
باز "دوسِت دارم" ..
#شاهین_پورعلی_اکبر🍂 #مدل_لباس
دیدگاه ها (۱)

آن چنان خوبی؛که من به تمام خوبانِ جهان شک دارم! #نرگس_بنار #...

نه در نگاه اول،بلکه عشق در آخرین نگاه است!زمانی که می خواهد ...

زمین خوردن همیشه سخت است.سرت را برای هدف هایت بالا بگیر،نه ب...

ثانیه ها از آن من میشود اگر لحظه ای نگاهت کنم.اما چقدر عقرب...

سکوت پیست Part:⁶⁹+عاا خب اومد کمکم کنه زیپ لباسو باز کنماین ...

۷۰ لایک و ۱۰۰ کام (کام خوب ... )part : 25chapter : 2× خوش می...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو لونااز دسشویی اومدم بیرون که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط