من عاشق شدم
من عاشق شدم
پارت(31)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(ته ها هه سو رو میزاره رو تخت)
هه سو:نه نه نه ازم فاصله بگیر
ته ها:نترس کاریت ندارم بگیر استراحت کن
هه سو:ها...
(ته ها از اتاق بیرون میرود)
هه سو اینارو تو ذهنش میگه:ته ها رفت واقعا؟؟وای باورم نمیشه به این راحتیا ولم کرد؟؟عجیبه..
(هه سو میخوابد)
(تلفن ته ها زنگ میخورده)
ته ها: الو
مین جونگ:هی ته هاااا میدونستی به یه مهمونی دعوت شدیممم
ته ها:چه مهمونی ای؟
مین جونگ:مهمونی دیگه هممونو دعوت کردن
ته ها:خب کی مهمونی دعوتمون کرده؟
مین جونگ:رئیس بزرگمون
ته ها:ها توقع داری برم تو مهمونی که اون پیرمرد چندش هست
مین جونگ:ته ها یادت رفته اون تو رو رئیس کرد که ما بهت احترام بزاریم
ته ها:برام مهم نیست اگه حتی رئیس شما هم نمیشدم
مین جونگ:حالا اینارو ولش تو میای مهمونی یا نه ؟؟
ته ها:نمیدونم بعدا بهت زنگ میزنم میگم
مین جونگ:باشه خدافظ
(ته ها تلفنش رو قط میکنه)
ته ها:هه سو
هه سو:ام... بله
ته ها:دوست داره فردا بریم مهمونی
هه سو:مهمونی؟؟چه مهمونی ای؟؟
ته ها:یکی دعوتمون کرده مهمونی(همون پارتی)
هه سو:نمیدونم تو رو دعوت کردن دیگه
ته ها:خب آره ولی تو باید همراه من بیای
هه سو:هی چرا باید بیام
ته ها:دیگه دیگه
من فعلا میرم بیرون یکاری دارم بعدا میبینمت
هه سو:ها....مهمونی؟؟؟
پارت(31)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(ته ها هه سو رو میزاره رو تخت)
هه سو:نه نه نه ازم فاصله بگیر
ته ها:نترس کاریت ندارم بگیر استراحت کن
هه سو:ها...
(ته ها از اتاق بیرون میرود)
هه سو اینارو تو ذهنش میگه:ته ها رفت واقعا؟؟وای باورم نمیشه به این راحتیا ولم کرد؟؟عجیبه..
(هه سو میخوابد)
(تلفن ته ها زنگ میخورده)
ته ها: الو
مین جونگ:هی ته هاااا میدونستی به یه مهمونی دعوت شدیممم
ته ها:چه مهمونی ای؟
مین جونگ:مهمونی دیگه هممونو دعوت کردن
ته ها:خب کی مهمونی دعوتمون کرده؟
مین جونگ:رئیس بزرگمون
ته ها:ها توقع داری برم تو مهمونی که اون پیرمرد چندش هست
مین جونگ:ته ها یادت رفته اون تو رو رئیس کرد که ما بهت احترام بزاریم
ته ها:برام مهم نیست اگه حتی رئیس شما هم نمیشدم
مین جونگ:حالا اینارو ولش تو میای مهمونی یا نه ؟؟
ته ها:نمیدونم بعدا بهت زنگ میزنم میگم
مین جونگ:باشه خدافظ
(ته ها تلفنش رو قط میکنه)
ته ها:هه سو
هه سو:ام... بله
ته ها:دوست داره فردا بریم مهمونی
هه سو:مهمونی؟؟چه مهمونی ای؟؟
ته ها:یکی دعوتمون کرده مهمونی(همون پارتی)
هه سو:نمیدونم تو رو دعوت کردن دیگه
ته ها:خب آره ولی تو باید همراه من بیای
هه سو:هی چرا باید بیام
ته ها:دیگه دیگه
من فعلا میرم بیرون یکاری دارم بعدا میبینمت
هه سو:ها....مهمونی؟؟؟
- ۱.۳k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط