چقدر خوب شد که اومدی

چقدر خوب شد که اومدی ...
یادم نمیاد دوستیمون از کجا شروع شد ؛
داستان ما نه شروع داره نه پایان تو یهو پاتو گذاشتی دقیقا همونجایی که باید میزاشتی
درست وقتی نیاز داشتم به یکی اعتماد کنم و پشیمون نشم درست وقتی از همه ی آدما خسته بودم
سر بزنگاه رسیدی و نذاشتی دنیام تیره و تار شه ....
تا وقتی قلبم میتپه ، تو همیشه بخشی از منی
چقدر خوب شد که اومدی!
دیدگاه ها (۰)

قهوه‌ات را بنوش ،با آغوش باز سکوت را بپذیر ؛آدمها را جدی نگی...

در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمی‌گویمسکوت و سکوت و سکوت ؛انگا...

رفیقِ قشنگمبرات آرزو میکنم بهترین ها نصیب قلب و روح مهربونت ...

بعضی آدما باعث میشن که ما بلند تر بخندیم ...قشنگ تر ببینیم ....

لانگ فیکشن از سونگمین/p2

پارت سوم: آمادهسازی برای نبرد با ترس

از شرم خلاص نمیشی …p9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط