هی فلانی...دورادور دوستت دارم...

هی فلانی...دورادور دوستت دارم...
شاید قصه ای نباشم که گفته باشی
صدایی نباشم که شنیده باشی
یا دیواری نباشم ، که تَکیه داده باشی
و گُلی، که چیده باشی مرا....
ولی چنان بی صدا
از دورآنقدر دور، که حتی بعید بداند ذهنت
غریبه ات می مانم
و تو را دوست میدارم
دیدگاه ها (۸۵)

یا مقلب ، قلب من در دست توستیا محول ، حال من سرمست توستکن تو...

@Negar.Asal تولدت مبارک‌نگار جان

میشود تنها شویم یک بوسه از چشمت کنم؟حلقه ی پیوندمان را دزدکی...

مــــــــــن بہ تـــــو....😌 "حــــــــــس عجیبـــــے "دارم!...

در آغوش شب

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

« ازدواج به اجبار »Part 31 ویوی لیانا:همه جا پر از دود شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط