اگر چه

اگر چه
در غمت آهم
شده درد شبانگاهم
دلیل بودنم باز آ
که دیریست چشم در راهم
توئی آن درد شیرینم
من از این درد نمی کاهم
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

دلی دارم ز دست توکه عاشق بود و رسوا شدغمی دارم ز دست توکه اش...

دل ما رفته مهمانی به یک رویای بارانی به یک خاطره ی نمناک کنا...

من بودم و غم ، یار بود با درد من ، غمخوار بود تا ابر می شد ح...

ای غم اگر یاری کنی از دیده باران می شوم شعله به درد می کشم ا...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

آتیشی که از بارون شروع شدpart25ویوی ا. تنصف شب بود.خوابم نمی...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط