خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا

گر سَرم در سر سودات رود ،نیست عجب
سر سودای تو دارم،غم سر نیست مرا...

#امیرخسرو_دهلوی
دیدگاه ها (۵)

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

عاشقانه های شبنم

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط