شاید سالها بعد...

شاید سالها بعد...
در گذر جاده ها...
بی تفاوت از کنار هم بگذریم
و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود !
دیدگاه ها (۱)

شاید تمامِ غریبیِ آدماز جایی شروع می‌شودکه دیگر نمی‌دانددلتن...

حتی اگه یه چاقو تو قلبم فرو کردی ، لطفا بگو چرا ؟ چرا این تص...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

تو را دوست دارم شبیه همه چیزهای ارزشمندی که از زخم چشم پنهان...

⁨⁨⁨⁨⁨و تو چه میدانیشاید امشب درست همان شبی باشد که قرار است ...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

یک پیشنهاد وسوسه کننده ویک تله پنهان

عااااااااااا

پول خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط