شيريني خاص و پر ارامشي تو وجودم بود. دیشب..خيلي اروم بود.

شيريني خاص و پر ارامشي تو وجودم بود. دیشب..خيلي اروم بود..
توي اين چند وقت هیچ وقت انقدر اروم ندیده بودمش. به زور دوش خيلي كوچيك و مختصري گرفتم و توي تختم خزیدم.
اخ.. پتومو دور خودم پیچیدم و تا گردنم بالا کشیدمش و چشمامو بستم که از بیرون صداي ضعيف اب شنيدم. ضربان قلبم باز دیوانه وار شد.
اونم داره دوش میگیره. چشمامو محکم به هم فشردم تا التهابم رو کم کنم و بدن برهنه شو تصور نکنم که خيلي زود بیهوش شدم.
چشمامو اروم و کسل باز کردم. دلم از درد خیلی شدید تیر میکشید.
اي
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 227♡⁠。⁠)⁩وایستا...

#in_your_eyespart_79ویو کوکهمونجوری روی صندلی ته راهرو نشسته...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 201♡⁠。⁠)⁩پیشونی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط