ᵖᵃʳᵗ"³

ᵖᵃʳᵗ"³
رفتم داخل که دیدم اعضا دستاشون رو دلشونه و از درد زیاد ناله میکنن
ا/ت:مامان اینا چشونه؟
جیمین:داشتیم غذای اماده می خوردیم که یهو دل درد گرفتیم نگاه که کردیم دیدیم تاریخ مصرفش گذشته و به این وضع افتادیم
اییییییییییییی
آجوما دارم از درد میمیرم(با بغض)
ا/ت:مامان میدونم میخوای چیکار کنی الان دمنوشو آماده میکنم بعدشم عرق نعناع رو میدم بهشون
م.ا/ت:اخ قربونت برم زود باش‌
سریع رفتم دم نوش رو آماده کردم و ریختم تو لیوانا بعد هم گلاب و زعفران رو ریختم و آخر سر هم داخل همشون نبات گذاشتم بردم براشون(وقتی هر بلایی سرمون میاد مامان هامون اینکارو میکنن😐)
به همشون دادم
دیگه اشکشون در اومده بود خیلی دلم براشون میسوخت حتی نتونستن لیوان هارو دستشون بگیرن
چند دقیقه که گذشت بهشون عرق نعناع رو دادم فعلا که خوب بود تا اینکه.....
ا/ت:لطفا این رو بخورین
جین:بقیه اعضا که خوردن زهرمار بوده پس...
ا/ت:یعنی نوشیدنی های الکلی تلخ و زهر مار نیستن؟
جین:چرا ولی یکم اما این.....
ا/ت:لطفا بخورین به عنوان یک ارمی این درخواست رو ازتون دارم
جین:تو آرمی هستی؟
اهل کجایی؟
اسمت چیه؟
چند سالته؟
شغلت چیه ؟
بایست تو گروه کیه؟
رنگ مورد علاقت چیه؟
ا/ت:نفسسسس بکششششش
حالا بخورش لطفا‌
خوردش هنوز قورتش نداده بود که کلشو تف کرد رو من
دیگه کفری شدم
بلند شدم و با قدم های محکم از خونه بیرون رفتم
عالی شد‌
اولین دیدارم با آیدل های موردعلاقم اینجوری بود
واسه دومین بار چی بشه؟........
دیدگاه ها (۲۳)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

(دلداده)اول از همه رفتم حموم و بعدش روتینم رو انجام دادم . ک...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط