گر اجازت میدهی،یک لحظه حیرانت شوم

گر اجازت میدهی،یک لحظه حیرانت شوم
موج لذت درنگاهت، محوی چشمانت شوم

می شود گویم؟ تورا بسیار می خواهد دلم
گر نرنجد خاطرت یک بوسه خواهانت شوم

مثل من،فرمانبری عاشق نه پیدا می شود
لطف کن یک زره الفت؛تا به فرمانت شوم

ساده ام اما به راه ی عشق خیلی صادقم
امتحان شرط است،گو! تامن به قربانت شوم

از ادایت من به مفهوم غزل پی برده ام
ناز چشمت را سرایم،تا غزل خوانت شوم .
دیدگاه ها (۱)

آرزو دارمفقط یک بار سرت را روی سینه ام بگذاریتا تپش قلبم را ...

ڪاش دلتنگی هم مثل اشڪ بود می ریخت و تمام می شدمی ریخت و سبڪ ...

« دوستت دارم »و این دارایے بے نهایت من استلشکر دنیا هم کہ صف...

قسم بہ ساعت ؏ـشـقو قسم بہ لحظہ ے دلتنگےڪہ این دل خستہ بہ شوق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط