دوباره ساعت هفت است و قال می مانم

دوباره ساعت هفت است و قال می مانم
میان آتش یک خیال می مانم

شب است و حس نبودت کنار من جاریست
به احترام کمی احتمال می مانم

هوای ذهن من و آن نگاه ابری تو
به عشق نم نمکی در خیال می مانم

وفکر می کنم اینکه تو عاشقم هستی
وپای فرض خودم تا محال می مانم

تویی که رفته ای از قصه های خوش لبریز
منم که بی تو پر از قصه لال می مانم

نمانده ای که بخوانی خطوط دستم را
بیا که بی تو همان کنج فال می مانم

بیا که مردم کوچه مرا لگد کردند
اگرچه مضحکه ام بی خیال می مانم...
دیدگاه ها (۱)

این آسمان خالی و پرواز چشمتهی مرغ عشق قلب من . هی باز چشمت چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط