Secret love with one of the seven princes

★Secret love with one of the seven princes★
★عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده ★

Part:۱۴
×این جا بشین من الان می ام
بلافاصله جواب دادم .
+اما کوک من می خوام بخوابم
×یک ذره با هم حرف می زنیم
بعد چند مین اومد دوتا بطری سوجو دستش بود و دوتا شات اومد و کنارم نشت و شروع کرد به خوردن سوجو من کم خوردم و چون زیاد نوشیدنی دوست ندارم که یک هو شروع به صحبت کرد .
×چرا اینجوری لباس پوشیدی ؟
+کوک من تازه فکر می‌کردم که مراعات تو رو کردم .
×کردی و از کارت خوشم اومد چون منو می شناسی اما جیمین و بقیه شاید بد نگاه کنن اما حيف نیست این ترقوه های‌ برجسته ات معلوم باشه و اون پوست سفیدت ...
همین جوری با حرف هاش نزدیکم می شد
×میشه هر شب قبل خواب ببوسمت ؟ لطفا
دستم رو دور گردنش حلقه کردم و اروم لبمو روی لباش گذاشتم اروم م‌ک می زد سکوت اما صدای سنگین شدن نفس هامون اون سکوت رو شکست بعد چند مین با تقلا کردن و ضربه زدن به سینه هاش دست برداشت و پیشونیش رو بهم چسبون و گفت ؛
×این بوسه بله بود ....
خندیدم که گفت
×نمی دونم چجوری عاشقت شدم اما اینو می دونم که دوست دارم
+اما منم هنوز مطمئن نیستم .
×چرا ... چرا مطمئن نیستی من که بهت این احساسات بی قرار رو گفتم تو چرا نمی گی تو چرا نمی گی دوست دارم که با یک عشق دیگه و یک جور دیگه ببوسمت
+اآآآ تُرموز رو بگیر اقای جئون میدونی‌که دوست از
لحاظ اینکه بایسستمی نه دیگه عاشقت بشم
از روم بلند شد و نشست و یک شات دیگه هم سوجو خرد
×اما من به این قلب چی بگم
قلب کوک 🫀:بله خانم جانگ چه جوابی داری به من بدی ها ؟
دستم رو گزاشتم رو قلبش و گفتم
+این قلب چند بخش داره ؟
🫀: خب نصفش برای تو و بقیه عشقم به ارمی و پسرا و خیلی چیز دیگه
+این قلب بجای تو حرف میزنه منم دوست دارم عاشقتم خیلی خوش حالم که دارم با مرد رویاهام صحبت می کنم من حتی فکرشم نمی کردم که بایستم عاشقم بشه بخام باهاش تویه خونه زندگی کنم اما نمی تونم هم بگم که مطمئنم
بعد از حرفم اروم بلند شدم که برم کوک دستم رو گرفت
×میشه بغلم کنی ؟
بدون هیچ حرفی روی پاهاش نشستم و دستم و در گردنش حلقه کردمو توبغلم گرفتمش همین جوری تو بغلش بودم و یک مک اروم از لبم گرفت و گفت
×شب بخیر پرنسسم
+شب بخیر شاهزاده ام
بعد با شاهزاده به بالا رفتیم و اونو خوابوندم و لباس خواب پوشیدم و رفتم رو تختم چند تا عکس و ادیت از اعضا نگاه کردم و خوابم برد .
[ویوی کوک صبح ساعت ۷ ]

امروز صبح بلند شدم و رفتم سرویس کار های لازم رو انجام دادم و لباس خانه پوشیدم و رفتم پایین جین داشت صبحانه اماده می‌کرد .
×سلام صبح بخیر هیونگ
جین : به سلام اوپا
×جین ا.ه یک بار دیگر به من به گی خودم از اول اوپا میسازمت
جین : باشه سر صبح جوش نیار برو بنگیک هارو درست کن
بدون هیچ حرفی مشغول شدم یک ساعت گذشت حدود ۱۷ تا پنکیک درست کردم توی هشتا ظرف سرو کردم و نوبت رسید به ا.ت برای اون سه تا پنکیک گذاشتم با کارامل و عسل شکلات و کمی هم پارافین تزئین کردم و سر سفره چیدم کم کم همه بیدار شدن ا.ت اخر اومد
×صبح بخیر‌
+صبح تو هم بخیر
تا جیمین می خواست به ما چیزی بگه نامجون بلند گفت
نامی : ام بچه ها امروز نمی ریم کمپانی ... اها ا.ت اینجایی پی دی نیم گفت که باید بری و به پرسیم رسیدگی‌کنی
جیمیمن : پرسیم دیگه کیه ؟
تهیونگ : همون پسرای نچسب که دارن دبیو می کنن
+خب پس من برم اماده بشم
×ااا کجا کجا (از شونه هاش گرفتم و بردم و نشوندمش رو صندلی ) بیا اینجا بشین صبحانت و قهوت رو بخور بعد لباس بپوش رو بره
+امم باشه وایی پنکیک وایی چه خوشگله
جین : اینو جونگ کوک مخصوص تو درست کردم
×خب حالا نوش جونت
همه نشستن سر میز و مشغول شدن زیر چشمی به ا.ت نگاه می کردم فکر کنم از پنکیک خوشش اومد هر موقع که چنگال رو می زاشت تو دهنش چشماشش رو می بست و لبش رو غنچه ای می کرد وای لعنتی خیلی کیوته
بعد چند مین که غذا تمموم شد نام جون گفت :
نامی : بچه ها امروز می تونیم استراحت کنیم ووو
یونگی وسط حرفش گفت
یونگی : دست همه گی درد نکنه من می رم می خوابم
همه : اِاِاِ
+یونگی با خوابش معروفه
نامی ادامه داد :خب بریم زیر زمین
+زیر زمین کجاست
جیمین: زیره زمینه دیگه .
×پاتوقمونه یعنی می ریم اونجا و بازی می کنیم و خوش می گذرونیم
+اها من امروز کلاس ندارم بعد ناهار می ام خونه. اما با دوستم قرار دارم
ته : دوستتم مثل خودت خوشگله
+اره و اونم ارمیه به لطف من
×یا تهیونگا پاشو ظرف ها رو جمع کن
ته : باشه چرا جوش می اری .
خب چرا اینجور ی می‌کنن من از اون هایی هستم که غیرتی می شن رو ا.ت غیرتی ام تمام
بچه ها من می خوام شرط بزارم این جوری هم برای من خوب میشه هم اون حمایت ها ی شما زیاد میشه
لایک ۲۰ کامنت ۳۰
دیدگاه ها (۴)

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

Bear town part 7ا/ت مواد رو حاضر کردم و اولین پنکیک رو انداخ...

Part 14

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط