هنوز حوصله اے هست گرچه درگیرم

هنوز حوصله اے هست گرچه درگیرم
چطور از تو نگویم تب ِ نفس گیرم
چقدر از تو نگویم , چقدر ننویسم?
تو ڪه تمام منے , سطر سطر تفسیرم
براے از تو نوشتن همیشه مشتاقم
به قدر ثانیه اے هم نمے شود دیرم
منے ڪه این همه لبریز توست افڪارم
چرا نخورده گره بودنت به تقدیرم
نشانه میروم این بار هم حضور تو را
نمے خورد به هدف باز هم چرا تیرم?
نپرس حال مرا , بیش از این نخواهم گفت
ڪه بے تو حال ندارم,ڪه بے تو دلگیرم
نسیم زندگے َم باش, بے خیالم نه
به هر ڪجا ببرم عشق! تحت تاثیرم
گمان نڪن ڪه بگویے نباش خواهم رفت
شبیه رود به دریاے خود سرازیرم
خیال میڪنے این قدر با دلم سردی
تو را براے همیشه ندید مے گیرم?!
دیدگاه ها (۵)

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور مے ڪنی؟یک گذر بر قلب او ، یڪ...

اگر مے شد برایت مے نوشتم روزهایم راو سهم چشم هایم را،سڪوتم ر...

دوستت دارم ولے ، هرگز نیا دنبال منحق من بودے چرا ، هرگز نبود...

بندیَم و در پیِ آزادیَمدر بدیَم شهره ی آبادیَمباز به مهمانی ...

تو رفته اے و حال تمــام خاطــره ها ابریستدر چشــــم هایم ستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط