ابرها را گذاشته ام توی اتاقت.

ابرها را گذاشته ام توی اتاقت.
چراغ ها را هم روشن گذاشته ام.
بیدار شدی نترس.
یک تکه از تنم را گذاشته ام زیر بالشت دلگیر نشوی.
تنها چیزی که آن بیرون لازم نداشتمش
دلم بود...
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

____[The Forbidden Crossing]____

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

آنها را از برف نجات داد

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:14(زمان حال، عمارت مین،5:34am)عمارت غرق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط